دیوانِ شمس› غزل ۸۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G84 · ۵ اشعار
غزل شمارهٔ ۸۴
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G84:1 چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنهازیرا که منم بیمن با شاهِ جهان تنها
- G84:2 ای مشعله آورده دل را به سحر بردهجان را برسان در دل دل را مَسِتان تنها
- G84:3 از خشم و حسد جان را بیگانه مکن با دلآن را مگذار اینجا وین را بمخوان تنها
- G84:4 شاهانه پیامی کن یک دعوتِ عامی کنتا کی بود ای سلطان این با تو و آن تنها ؟
- G84:5 چون دوش اگر امشب نایی و ببندی لبصد شور کنیم ای جان نکنیم فغان تنها
ganjoor: sh84 · public domain