پڑھیے› دفتر ۳› حصہ ۱۰۱ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم
حاذق مرد کے تصورات
- M3:2202 آنچنانک ناگهان شیری رسیدمرد را بربود و در بیشه کشید
- M3:2203 او چه اندیشد در آن بردن ببینتو همان اندیش ای استاد دین
- M3:2204 میکشد شیر قضا در بیشههاجان ما مشغول کار و پیشهها
- M3:2205 آنچنانک از فقر میترسند خلقزیر آب شور رفته تا به حلق
- M3:2206 گر بترسندی از آن فقرآفرینگنجهاشان کشف گشتی در زمین
- M3:2207 جملهشان از خوف غم در عین غمدر پی هستی فتاده در عدم