پڑھیے دفتر ۳ حصہ ۱۱۱ → پچھلا · اگلا ←

بخش ۱۱۱ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده

داؤد کا گائے کے مالک کے خلاف فیصلہ کرنا کہ اپنا سارا مال اسے دے دو

  1. M3:2425 بعد از آن داود گفتش کای عنودجمله مال خویش او را بخش زود
  2. M3:2426 ورنه کارت سخت گردد گفتمتتا نگردد ظاهر از وی استمت
  3. M3:2427 خاک بر سر کرد و جامه بر دریدکه به‌هر دَم می‌کنی ظلمی مزید
  4. M3:2428 یک‌دمی دیگر برین تشنیع راندباز داودش به پیش خویش خواند
  5. M3:2429 گفت چون بختت نبود ای بخت‌کورظلمت آمد اندک اندک در ظهور
  6. M3:2430 ریده‌ای آنگاه صدر و پیشگاهای دریغ از چون تو خر خاشاک و کاه
  7. M3:2431 رو که فرزندان تو با جفت توبندگان او شدند افزون مگو
  8. M3:2432 سنگ بر سینه همی‌زد با دو دستمی‌دوید از جهل خود بالا و پست
  9. M3:2433 خلق هم اندر ملامت آمدندکز ضمیر کار او غافل بدند
  10. M3:2434 ظالم از مظلوم کی داند کسیکو بود سخرهٔ هوا همچون خسی
  11. M3:2435 ظالم از مظلوم آنکس پی بردکو سَرِ نفس ظلوم خود بُرد
  12. M3:2436 ورنه آن ظالم که نفس است از درونخصم هر مظلوم باشد از جنون
  13. M3:2437 سگ هماره حمله بر مسکین کندتا تواند زخم بر مسکین زند
  14. M3:2438 شرم شیران راست نه سگ را بدانکه نگیرد صید از همسایگان
  15. M3:2439 عامهٔ مظلوم‌کش، ظالم‌پرستاز کمین، سگشان سوی داود جست
  16. M3:2440 روی در داود کردند آن فریقکای نبی مجتبی بر ما شفیق
  17. M3:2441 این نشاید از تو کین ظلمیست فاشقهر کردی بی‌گناهی را به‌لاش