پڑھیے دفتر ۳ حصہ ۱۸۸ → پچھلا · اگلا ←

بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشست

اس عاشق کا اپنے محبوب سے ملنا جب اس نے اپنی جان سے ہاتھ دھو لیے

  1. M3:3915 همچو گویی سجده کن بر رو و سرجانب آن صدر شد با چشم تر
  2. M3:3916 جمله خلقان منتظر سر در هواکش بسوزد یا برآویزد ورا
  3. M3:3917 این زمان این احمق یک لخت راآن نماید که زمان بدبخت را
  4. M3:3918 همچو پروانه شرر را نور دیداحمقانه در فتاد از جان برید
  5. M3:3919 لیک شمع عشق چون آن شمع نیستروشن اندر روشن اندر روشنیست
  6. M3:3920 او به عکس شمعهای آتشیستمی‌نماید آتش و جمله خوشیست