پڑھیے› دفتر ۳› حصہ ۴۵ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلام
ان دو جادوگروں کا اپنے والد کو قبر سے بلانا اور اپنے والد کی روح سے موسیٰ علیہ السلام کی حقیقت کے بارے میں پوچھنا
- M3:1174 بعد از آن گفتند ای مادر بیاگور بابا کو، تو ما را ره نما
- M3:1175 بردشان بر گور او بنمود راهپس سهروزه داشتند از بهر شاه
- M3:1176 بعد از آن گفتند ای بابا به ماشاه پیغامی فرستاد از وجا
- M3:1177 که دو مرد او را به تنگ آوردهاندآب رویش پیش لشکر بردهاند
- M3:1178 نیست با ایشان سلاح و لشکریجز عصا و در عصا شور و شری
- M3:1179 تو جهان راستان در رفتهایگرچه در صورت به خاکی خفتهای
- M3:1180 آن اگر سحرست ما را ده خبرور خدایی باشد ای جان پدر
- M3:1181 هم خبر ده تا که ما سجده کنیمخویشتن بر کیمیایی بر زنیم
- M3:1182 ناامیدانیم و اومیدی رسیدراندگانیم و کرم ما را کشید