پڑھیے دفتر ۵ حصہ ۱۰۶ → پچھلا · اگلا ←

بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه

لومڑی کی مکاری کا گدھے کے استقامت اور پاکدامنی پر غالب آنا، اور لومڑی کا گدھے کو شیر کی طرف جنگل میں لے جانا۔

  1. M5:2514 روبه اندر حیله پای خود فشردریش خر بگرفت و آن خر را ببرد
  2. M5:2515 مطرب آن خانقه کو تا که تفتدف زند که خر برفت و خر برفت
  3. M5:2516 چونک خرگوشی برد شیری به چاهچون نیارد روبهی خر تا گیاه
  4. M5:2517 گوش را بر بند و افسونها مخورجز فسون آن ولی دادگر
  5. M5:2518 آن فسون خوشتر از حلوای اوآنک صد حلواست خاک پای او
  6. M5:2519 خنبهای خسروانی پر ز میمایه برده از می لبهای وی
  7. M5:2520 عاشق می باشد آن جان بعیدکو می لبهای لعلش را ندید
  8. M5:2521 آب شیرین چون نبیند مرغ کورچون نگردد گرد چشمهٔ آب شور
  9. M5:2522 موسی جان سینه را سینا کندطوطیان کور را بینا کند
  10. M5:2523 خسرو شیرین جان نوبت زدستلاجرم در شهر قند ارزان شدست
  11. M5:2524 یوسفان غیب لشکر می‌کشندتنگهای قند و شکر می‌کشند
  12. M5:2525 اشتران مصر را رو سوی مابشنوید ای طوطیان بانگ درا
  13. M5:2526 شهر ما فردا پر از شکر شودشکر ارزانست ارزان‌تر شود
  14. M5:2527 در شکر غلطید ای حلواییانهم‌چو طوطی کوری صفراییان
  15. M5:2528 نیشکر کوبید کار اینست و بسجان بر افشانید یار اینست و بس
  16. M5:2529 نقل بر نقلست و می بر می هلابر مناره رو بزن بانگ صلا
  17. M5:2530 سرکهٔ نه ساله شیرین می‌شودسنگ و مرمر لعل و زرین می‌شود
  18. M5:2531 آفتاب اندر فلک دستک‌زنانذره‌ها چون عاشقان بازی‌کنان
  19. M5:2532 چشمها مخمور شد از سبزه‌زارگل شکوفه می‌کند بر شاخسار
  20. M5:2533 چشم دولت سحر مطلق می‌کندروح شد منصور انا الحق می‌زند
  21. M5:2534 گر خری را می‌برد روبه ز سرگو ببر تو خر مباش و غم مخور