پڑھیے دفتر ۵ حصہ ۳۳ → پچھلا · اگلا ←

بخش ۳۳ - بیان آنک هنرها و زیرکی‌ها و مال دنیا هم‌چون پرهای طاوس عدو جانست

بیان کہ ہنر اور ہوشیاری اور دنیا کا مال طاؤس کے پروں کی مانند جان کے دشمن ہیں

  1. M5:647 پس هنر آمد هلاکت خام راکز پی دانه نبیند دام را
  2. M5:648 اختیار آن را نکو باشد که اومالک خود باشد اندر اتقوا
  3. M5:649 چون نباشد حفظ و تقوی زینهاردور کن آلت‌، بینداز اختیار
  4. M5:650 جلوه‌گاه و اختیارم آن پَر‌ستبر کنم پر را که در قصد سر‌ست
  5. M5:651 نیست انگارد پر خود را صبورتا پَرَش در نفکند در شر و شور
  6. M5:652 پس زیانش نیست پر گو بر مکنگر رسد تیری به پیش آرد مجن
  7. M5:653 لیک بر من پر زیبا دشمنیستچونک از جلوه‌گری صبریم نیست
  8. M5:654 گر بدی صبر و حفاظم راه‌بربر فزودی ز اختیارم کر و فر
  9. M5:655 هم‌چو طفلم یا چو مست اندر فتننیست لایق تیغ اندر دست من
  10. M5:656 گر مرا عقلی بدی و منزجرتیغ اندر دست من بودی ظفر
  11. M5:657 عقل باید نورده چون آفتابتا زند تیغی که نبود جز صواب
  12. M5:658 چون ندارم عقل تابان و صلاحپس چرا در چاه نندازم سلاح‌؟
  13. M5:659 در چه اندازم کنون تیغ و مجنکاین سلاح خصم من خواهد شدن
  14. M5:660 چون ندارم زور و یاری و سندتیغم او بستاند و بر من زند
  15. M5:661 رغم این نفس وقیحه‌خوی راکه نپوشد رو‌، خراشم روی را
  16. M5:662 تا شود کم این جمال و این کمالچون نمانَد رو‌، کم افتم در وبال
  17. M5:663 چون بدین نیّت خراشم‌، بزه نیستکه به زخم این روی را پوشیدنی‌ست
  18. M5:664 گر دلم خوی ستیری داشتیروی خوبم جز صفا نفراشتی
  19. M5:665 چون ندیدم زور و فرهنگ و صلاحخصم دیدم‌، زود بشکستم سلاح
  20. M5:666 تا نگردد تیغ من او را کمالتا نگردد خنجرم بر من وبال
  21. M5:667 می‌گریزم تا رگم جنبان بودکی فرار از خویشتن آسان بود‌؟
  22. M5:668 آنک از غیری بود او را فرارچون ازو ببرید‌، گیرد او قرار
  23. M5:669 من که خصمم هم منم اندر گریزتا ابد کار من آمد خیزخیز
  24. M5:670 نه به هند‌ست آمن و نه در ختنآنک خصم اوست سایهٔ خویشتن