پڑھیے› دفتر ۵› حصہ ۴۳ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۴۳ - بیان آنک کشتن خلیل علیهالسلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید
بیان کہ خلیل علیہ السلام کا مرغ کو ذبح کرنا کس مذموم اور ہلاک کرنے والی صفت کی سرکوبی اور قہر کی طرف اشارہ تھا مرید کے باطن میں
- M5:939 شهوتی است او و بس شهوتپرستزان شراب زهرناک ژاژ مست
- M5:940 گرنه بهر نسل بودی ای وصیآدم از ننگش بکردی خود خصی
- M5:941 گفت ابلیس لعین دادار رادام زفتی خواهم این اشکار را
- M5:942 زر و سیم و گلهٔ اسپش نمودکه بدین تانی خلایق را ربود
- M5:943 گفت شاباش و ترش آویخت لنجشد ترنجیده ترش همچون ترنج
- M5:944 پس زر و گوهر ز معدنهای خوشکرد آن پسمانده را حق پیشکش
- M5:945 گیر این دام دگر را ای لعینگفت زین افزون ده ای نعمالمعین
- M5:946 چرب و شیرین و شرابات ثمیندادش و بس جامهٔ ابریشمین
- M5:947 گفت یا رب بیش ازین خواهم مددتا ببندمشان به حبل من مسد
- M5:948 تا که مستانت که نر و پر دلندمردوار آن بندها را بسکلند
- M5:949 تا بدین دام و رسنهای هوامرد تو گردد ز نامردان جدا
- M5:950 دام دیگر خواهم ای سلطان تختدام مردانداز و حیلتساز سخت
- M5:951 خمر و چنگ آورد پیش او نهادنیمخنده زد بدان شد نیمشاد
- M5:952 سوی اضلال ازل پیغام کردکه بر آر از قعر بحر فتنه گرد
- M5:953 نی یکی از بندگانت موسی استپردهها در بحر او از گرد بست
- M5:954 آب از هر سو عنان را واکشیداز تگ دریا غباری برجهید
- M5:955 چونک خوبی زنان فا او نمودکه ز عقل و صبر مردان میفزود
- M5:956 پس زد انگشتک به رقص اندر فتادکه بده زوتر رسیدم در مراد
- M5:957 چون بدید آن چشمهای پرخمارکه کند عقل و خرد را بیقرار
- M5:958 وآن صفای عارض آن دلبرانکه بسوزد چون سپند این دل بر آن
- M5:959 رو و خال و ابرو و لب چون عقیقگوییا حق تافت از پردهٔ رقیق
- M5:960 دید او آن غنج و برجست او سبکچون تجلی حق از پردهٔ تنک