پڑھیے› دفتر ۵› حصہ ۸ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی
پانی کا تمام نجاسات کو پاک کرنا، اور پھر اللہ تعالیٰ کا پانی کو نجاست سے پاک کرنا، لہٰذا اللہ تعالیٰ قدوس ہے
- M5:199 آب چون پیگار کرد و شد نجستا چنان شد کآب را رد کرد حس
- M5:200 حق بِبُردش باز در بحر صوابتا بِشُستَش از کرم آن آبِ آب
- M5:201 سال دیگر آمد او دامنکشانهی کجا بودی؟ به دریای خوشان
- M5:202 من نجس زینجا شدم پاک آمدمبستدم خِلعت سوی خاک آمدم
- M5:203 هین بیایید ای پلیدان سوی منکه گرفت از خوی یزدان خوی من
- M5:204 در پذیرم جملهٔ زشتیت راچون مَلِک پاکی دهم عفریت را
- M5:205 چون شوم آلوده باز آنجا رومسوی اصلِ اصل پاکیها روم
- M5:206 دلق چرکین بر کَنَم آنجا ز سرخِلعت پاکم دهد بار دگر
- M5:207 کار او اینست و کار من همینعالمآرایَست ربُ العالمین
- M5:208 گر نبودی این پلیدیهای ماکی بدی این بارنامه آب را
- M5:209 کیسههای زر بدزدید از کسیمیرود هر سو که هین کو مفلسی
- M5:210 یا بریزد بر گیاه رُستهاییا بشوید روی رو ناشستهای
- M5:211 یا بگیرد بر سر او حمالوارکشتیِ بیدست و پا را در بحار
- M5:212 صد هزاران دارو اندر وی نهانزانک هر دارو بروید زو چُنان
- M5:213 جان هر دُری، دل هر دانهایمیرود در جو، چو داروخانهای
- M5:214 زو یتیمان زمین را پرورشبستگان خشک را از وی روش
- M5:215 چون نماند مایهاش، تیره شودهمچو ما اندر زمین خیره شود