پڑھیے› دفتر ۵› حصہ ۸۳ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۸۳ - حواله کردن پادشاه قبول و توبهٔ نمامان و حجره گشایان و سزا دادن ایشان با ایاز کی یعنی این جنایت بر عرض او رفته است
بادشاہ کا چغل خوروں اور کوٹھڑی کھولنے والوں کی توبہ اور قبولیت کو ایاز پر حوالہ کرنا، یعنی یہ جرم اس کی عزت پر گزرا ہے۔
- M5:2092 این جنایت بر تن و عرض ویستزخم بر رگهای آن نیکوپیست
- M5:2093 گرچه نفس واحدیم از روی جانظاهرا دورم ازین سود و زیان
- M5:2094 تهمتی بر بنده شه را عار نیستجز مزید حلم و استظهار نیست
- M5:2095 متهم را شاه چون قارون کندبیگنه را تو نظر کن چون کند
- M5:2096 شاه را غافل مدان از کار کسمانع اظهار آن حلمست و بس
- M5:2097 من هنا یشفع به پیش علم اولا ابالیوار الا حلم او
- M5:2098 آن گنه اول ز حلمش میجهدورنه هیبت آن مجالش کی دهد
- M5:2099 خونبهای جرم نفس قاتلههست بر حلمش دیت بر عاقله
- M5:2100 مست و بیخود نفس ما زان حلم بوددیو در مستی کلاه از وی ربود
- M5:2101 گرنه ساقی حلم بودی بادهریزدیو با آدم کجا کردی ستیز
- M5:2102 گاه علم آدم ملایک را کی بوداوستاد علم و نقاد نقود
- M5:2103 چونک در جنت شراب حلم خوردشد ز یک بازی شیطان روی زرد
- M5:2104 آن بلادرهای تعلیم ودودزیرک و دانا و چستش کرده بود
- M5:2105 باز آن افیون حلم سخت اودزد را آورد سوی رخت او
- M5:2106 عقل آید سوی حلمش مستجیرساقیم تو بودهای دستم بگیر