O'qish› Daftar 2› Itning ko‘r gado ustiga tashlanishi› Bayt 2363
M2:2363 — گور میجویند یارانت بصید / کور میجویی تو در کوچه بکید
M2:2363
Ma'no · به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI
گدای نابینا به سگ میگوید: «همنوعان تو شکارهای ارزشمندی چون گورخر را دنبال میکنند، اما تو به موجودی ضعیف و بیدفاع مثل من حمله میکنی.»
این بیت بخشی از گفتگوی یک گدای نابینا با سگی است که در کوچهای به او حمله کرده است. گدا برای رهایی از شر سگ، با لحنی سرزنشآمیز و کنایهآمیز، او را با سگهای شکاری اصیل مقایسه میکند.
منظور این است که یاران و همقطاران تو (سگهای شکاری) در دشت و صحرا به دنبال صیدی ارزشمند و چالاک مانند «گور» (گورخر) هستند و هنر خود را در شکاری واقعی نشان میدهند. اما تو، در مقابل، در یک کوچه، با «کَید» و ناجوانمردی به دنبال یک «کور» افتادهای؛ یعنی به ضعیفترین و بیدفاعترین موجود حمله میکنی.
مولانا از این تضاد میان «گور» و «کور» استفاده میکند تا پستیِ عملِ این سگ را برجسته کند. این داستان در مقیاسی بزرگتر، تمثیلی است برای انسانهایی که به جای پرداختن به اهداف عالی و معنوی (شکار گور)، نیرو و استعداد خود را صرف آزار رساندن به ضعیفان و درگیر شدن در کارهای پست و دنیوی (شکار کور) میکنند.
- گور
- گورخر، الاغ وحشی؛ در اینجا نماد صیدی ارزشمند و چابک است.
- بصید
- برای شکار، به قصد شکار کردن.
- کور
- نابینا؛ در اینجا نماد هدفی ضعیف، بیارزش و بیدفاع است.
- بکید
- با حیله، با فریب و نیرنگ.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.