Devoni Shams› Gʻazal 1441 ← oldingi · keyingi →
Devoni Shams · G1441 · 12 bayt
غزل شمارهٔ ۱۴۴۱
Har baytning oʻz sahifasini oching — tarjimasi, sharhi, qiyin soʻzlar.
- G1441:1 بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سمکه بنوشت آن مه بیکیف دعوت نامهای پیشم
- G1441:2 روان شد سوی ما کوثر که گنجا نیست ظرف اندربدران مشک سقا را بزن سنگی و بشکن خم
- G1441:3 یکی آهوی چون جانی برآمد از بیابانیکه شیر نر ز بیم او زند بر ریگ سوزان دم
- G1441:4 همه مستیم ای خواجه به روز عید می مانددهل مست و دهلزن مست و بیخود می زند لم لم
- G1441:5 درآمد عقل در میدان سر انگشت در دندانکه بر سرمست و با حیران چه برخوانیم الهاکم
- G1441:6 یکی عاقل میان ما به دارو هم نمییابنددر این زنجیر مجنونان چه مجنون می شود مردم
- G1441:7 بر مخمور یک ساغر به از صد خانه پرزربریزم بر تن لاغر از آن باده یکی قمقم
- G1441:8 میان روزه داران خوش شراب عشق در می کشنه آن مستی که شب آیی ز شرم خلق چون کزدم
- G1441:9 بخور بیرطل و بیکوزه میی کو نشکند روزهنه ز انگور است و نه از شیره نه از بَگْنی نه از گندم
- G1441:10 شرابی نی که درریزی سر مخمور برخیزیدروغین است آن باده از آن افتاد کوته دم
- G1441:11 رسید از باده خانه پر به زیر مشک می اشتررها کن خواب خراخر که قمقم بانگ زد قم قم
- G1441:12 دهان بربند و محرم شو به کعبه خامشان می روپیاپی اندر این مستی نه اشتر جو و نی جم جم
ganjoor: sh1441 · public domain