Devoni Shams Gʻazal 1715 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · G1715 · 9 bayt

غزل شمارهٔ ۱۷۱۵

Har baytning oʻz sahifasini oching — tarjimasi, sharhi, qiyin soʻzlar.

  1. G1715:1 هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکامدشمنم از مرگ من کور شود والسلام
  2. G1715:2 آن شکرستان مرا می کشد اندر شکرای که چنین مرگ را جان و دل من غلام
  3. G1715:3 در غلط افکنده‌ست نام و نشان خلق راعمر شکربسته را مرگ نهادند نام
  4. G1715:4 از جهت این رسول گفت که الفقر کنزفقر کند نام گنج تا غلط افتند عام
  5. G1715:5 وحی در ایشان بود گنج به ویران بودتا که زر پخته را ره نبرد هیچ خام
  6. G1715:6 گفتم ای جان ببین زین دلم سست تنگگفت که زین پس ز جهل وامکش از پس لگام
  7. G1715:7 تا که سرانجام تو گردد بر کام توتوسن خنگ فلک باشد زیر تو رام
  8. G1715:8 گر تو بدانی که مرگ دارد صد باغ و برگهست حیات ابد جوییش از جان مدام
  9. G1715:9 خامش کن لب ببند بی‌دهنی خای قندنیست شو از خود که تا هست شوی زو تمام

ganjoor: sh1715 · public domain