Devoni Shams Gʻazal 2165 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · G2165 · 16 bayt

غزل شمارهٔ ۲۱۶۵

Har baytning oʻz sahifasini oching — tarjimasi, sharhi, qiyin soʻzlar.

  1. G2165:1 فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است اوخبیر است او خبیر است او خبیر ابن الخبیر است او
  2. G2165:2 لطیف است او لطیف است او لطیف ابن اللطیف است اوامیر است او امیر است او امیر ملک گیر است او
  3. G2165:3 پناه است او پناه است او پناه هر گناه است اوچراغ است او چراغ است او چراغ بی‌نظیر است او
  4. G2165:4 سکون است او سکون است او سکون هر جنون است اوجهان است او جهان است او جهان شهد و شیر است او
  5. G2165:5 چو گفتی سر خود با او بگفتی با همه عالموگر پنهان کنی می‌دان که دانای ضمیر است او
  6. G2165:6 وگر ردت کنند این‌ها بنگذارد تو را تنهادرآ در ظل این دولت که شاه ناگریز است او
  7. G2165:7 به سوی خرمن او رو که سرسبزت کند ای جانبه زیر دامن او رو که دفع تیغ و تیر است او
  8. G2165:8 هر آنچ او بفرماید سمعنا و اطعنا گوز هر چیزی که می‌ترسی مجیر است او مجیر است او
  9. G2165:9 اگر کفر و گنه باشد وگر دیو سیه باشدچو زد بر آفتاب او یکی بدر منیر است او
  10. G2165:10 سخن با عشق می‌گویم سبق از عشق می‌گیرمبه پیش او کشم جان را که بس اندک پذیر است او
  11. G2165:11 بتی دارد در این پرده بتی زیبا ولی مردهمکش اندر برش چندین که سرد و زمهریر است او
  12. G2165:12 دو دست و پا حنی کرده دو صد مکر و مری کردهجوان پیداست در چادر ولیکن سخت پیر است او
  13. G2165:13 اگر او شیر نر بودی غذای او جگر بودیولیکن یوز را ماند که جویای پنیر است او
  14. G2165:14 ندارد فر سلطانی نشاید هم به دربانیکه اندر عشق تتماجی برهنه همچو سیر است او
  15. G2165:15 اگر در تیر او باشی دوتا همچون کمان گردیاز او شیری کجا آید ز خرگوشی اسیر است او
  16. G2165:16 دلم جوشید و می‌خواهد که صد چشمه روان گرددببست او راه آب من به ره بستن نکیر است او

ganjoor: sh2165 · public domain