Devoni Shams› Gʻazal 2940 ← oldingi · keyingi →
Devoni Shams · G2940 · 13 bayt
غزل شمارهٔ ۲۹۴۰
Har baytning oʻz sahifasini oching — tarjimasi, sharhi, qiyin soʻzlar.
- G2940:1 چون زخمه رجا را بر تار میکشانیکاهل روان ره را در کار میکشانی
- G2940:2 ای عشق چون درآیی در لطف و دلرباییدامان جان بگیری تا یار میکشانی
- G2940:3 ایمن کنی تو جان را کوری رهزنان رادزدان نقد دل را بر دار میکشانی
- G2940:4 سوداییان جان را از خود دهی مفرحصفراییان زر را بس زار میکشانی
- G2940:5 مهجور خارکش را گلزار مینماییگلروی خارخو را در خار میکشانی
- G2940:6 موسی خاک رو را بر بحر مینشانیفرعون بوش جو را در عار میکشانی
- G2940:7 موسی عصا بگیرد تا یار خویش سازدماری کنی عصا را چون مار میکشانی
- G2940:8 چون مار را بگیرد یابد عصای خود رااین نعل بازگونه هموار میکشانی
- G2940:9 آن کو در آتش افتد راهش دهی به آبیو آن کو در آب آید در نار میکشانی
- G2940:10 ای دل چه خوش ز پرده سرمست و باده خوردهسر را برهنه کرده دستار میکشانی
- G2940:11 ما را مده به غیری تا سوی خود کشاندما را تو کش ازیرا شهوار میکشانی
- G2940:12 تا یار زنده باشد کوهی کنی تو سدشچون در غمش بکشتی در غار میکشانی
- G2940:13 خاموش و درکش این سر خوش خامشانه میخورزیرا که چون خموشی اسرار میکشانی
ganjoor: sh2940 · public domain