沙姆斯集 抒情詩 1334 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · G1334 · 7 詩節

غزل شمارهٔ ۱۳۳۴

輕點任一詩節,即可開啟其專頁,內含譯文、評註與詞解。

  1. G1334:1 این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حملخونم به جوش آمد کند در جوی تن رقص الجمل
  2. G1334:2 این رقص موج خون نگر صحرا پر از مجنون نگروین عشرت بی‌چون نگر ایمن ز شمشیر اجل
  3. G1334:3 مردار جانی می‌شود پیری جوانی می‌شودمس زر کانی می‌شود در شهر ما نعم البدل
  4. G1334:4 شهری پر از عشق و فرح بر دست هر مستی قدحاین سوی نوش آن سوی صح این جوی شیر و آن عسل
  5. G1334:5 در شهر یک سلطان بود وین شهر پرسلطان عجببر چرخ یک ماهست بس وین چرخ پرماه و زحل
  6. G1334:6 رو رو طبیبان را بگو کان جا شما را کار نیستکان جا نباشد علتی وان جا نبیند کس خلل
  7. G1334:7 نی قاضیی نی شحنه‌ای نی میر شهر و محتسببر آب دریا کی رود دعوی و خصمی و جدل

ganjoor: sh1334 · public domain