沙姆斯集 抒情詩 341 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · G341 · 10 詩節

غزل شمارهٔ ۳۴۱

輕點任一詩節,即可開啟其專頁,內含譯文、評註與詞解。

  1. G341:1 بیا کامروز ما را روز عیدستاز این پس عیش و عشرت بر مزیدست
  2. G341:2 بزن دستی بگو کامروز شادی‌ستکه روز خوش هم از اول پدیدست
  3. G341:3 چو یار ما در این عالم که باشدچنین عیدی به صد دوران که دیدست
  4. G341:4 زمین و آسمان‌ها پرشکر شدبه هر سویی شکرها بردمیدست
  5. G341:5 رسید آن بانگ موج گوهرافشانجهان پرموج و دریا ناپدیدست
  6. G341:6 محمد باز از معراج آمدز چارم چرخ عیسی دررسیدست
  7. G341:7 هر آن نقدی کز این جا نیست قلبستمیی کز جام جان نبود پلیدست
  8. G341:8 زهی مجلس که ساقی بخت باشدحریفانش جنید و بایزیدست
  9. G341:9 خماری داشتم من در ارادتندانستم که حق ما را مریدست
  10. G341:10 کنون من خفتم و پاها کشیدمچو دانستم که بختم می کشیدست

ganjoor: sh341 · public domain