沙姆斯集 嘎扎勒 1088 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G1088 · 9 联

غزل شمارهٔ ۱۰۸۸

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G1088:1 سر فروکن به سحر کز سر بازار نظرطبله کالبد آورده‌ام آخر بنگر
  2. G1088:2 بر سر کوی تو پرطبله من بین و بخرشانه‌ها و شبه‌ها و سره روغن‌ها تر
  3. G1088:3 شبه من غم تو روغن من مرهم توشانه‌ام محرم آن زلف پر از فتنه و شر
  4. G1088:4 از فراقت تلفم گشته خیالت علفمکه دلم را شکمی شد ز تو پرجوع بقر
  5. G1088:5 من ندانم چه کسم کز شکرت پرهوسمای مگس‌ها شده از ذوق شکرهات شکر
  6. G1088:6 پرده بردار صبا از بر آن شهره قباتا ز سیمین بر او گردد کارم همه زر
  7. G1088:7 چند گویی تو بجو یار وزو دست بشودر دو عالم نبود یار مرا یار دگر
  8. G1088:8 چون خرد ماند و دل با من ای خواجه بهلماه و خورشید که دیدست در اعضای بشر
  9. G1088:9 چون که در جان منی شسته به چشمان منیشمس تبریز خداوند تو چونی به سفر

ganjoor: sh1088 · public domain