沙姆斯集 嘎扎勒 1224 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G1224 · 9 联

غزل شمارهٔ ۱۲۲۴

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G1224:1 پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانشوگر برناورم فردا سر خویش از گریبانش
  2. G1224:2 الا ای شحنه خوبی ز لعل تو بسی گوهربدزدیدست جان من برنجانش برنجانش
  3. G1224:3 گر ایمان آورد جانی به غیر کافر زلفتبزن از آتش شوقت تو اندر کفر و ایمانش
  4. G1224:4 پریشان باد زلف او که تا پنهان شود رویشکه تا تنها مرا باشد پریشانی ز پنهانش
  5. G1224:5 منم در عشق بی‌برگی که اندر باغ عشق اوچو گل پاره کنم جامه ز سودای گلستانش
  6. G1224:6 در آن گل‌های رخسارش همی‌غلطید روزی دلبگفتم چیست این گفتا همی‌غلطم در احسانش
  7. G1224:7 یکی خطی نویسم من ز حال خود بر آن عارضکه تا برخواند آن عارض که استادست خط خوانش
  8. G1224:8 ولیکن سخت می‌ترسم از آن زلف سیه کاوشکه بس دل در رسن بستست آن هندو ز بهتانش
  9. G1224:9 به چاه آن ذقن بنگر مترس ای دل ز افتادنکه هر دل کان رسن بیند چنان چاهست زندانش

ganjoor: sh1224 · public domain