沙姆斯集 嘎扎勒 1457 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G1457 · 12 联

غزل شمارهٔ ۱۴۵۷

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G1457:1 من خفته وشم اما بس آگه و بیدارمهر چند که بی‌هوشم در کار تو هشیارم
  2. G1457:2 با شیره فشارانت اندر چرش عشقمپای از پی آن کوبم کانگور تو افشارم
  3. G1457:3 تو پای همی‌بینی و انگور نمی‌بینیبستان قدحی شیره دریاب که عصارم
  4. G1457:4 اندر چرش جان آ گر پای همی‌کوبیتا غوطه خورم یک دم در شیره بسیارم
  5. G1457:5 زین باده نگردد سر زین شیره نشورد دلهین چاشنیی بستان زین باده که من دارم
  6. G1457:6 زین باده که داری تو پیوسته خماری تودانم که چه داری تو در روت نمی‌آرم
  7. G1457:7 دامی که درافتادی بنگر سوی دام افکنتا ناظر حق باشی ای مرغ گرفتارم
  8. G1457:8 دام ار تک چه باشد فردوس کند حقشور خار خسک باشد حق سازد گلزارم
  9. G1457:9 آن دم که به چاه آمد یوسف خبرش آمدکه کار تو می سازد ای خسته بیمارم
  10. G1457:10 داروی تو می کوبم خرگاه تو می روبماز ضد ضدش انگیزم من قادر و قهارم
  11. G1457:11 گویم به حجر حی شو گویم به عدم شیء شوگویم به چمن دی شو داری عجب اقرارم
  12. G1457:12 شمس الحق تبریزی تو روشنی روزیو اندر پی روز تو من چون شب سیارم

ganjoor: sh1457 · public domain