沙姆斯集 嘎扎勒 1486 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G1486 · 9 联

غزل شمارهٔ ۱۴۸۶

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G1486:1 چون آینه رازنما باشد جانمتانم که نگویم نتوانم که ندانم
  2. G1486:2 از جسم گریزان شدم از روح بپرهیزسوگند ندانم نه از اینم نه از آنم
  3. G1486:3 ای طالب بو بردن شرط است به مردنزنده منگر در من زیرا نه چنانم
  4. G1486:4 اندر کژیم منگر وین راست سخن بینتیر است حدیث من و من همچو کمانم
  5. G1486:5 این سر چو کدو بر سر وین دلق تن منبازار جهان در به کی مانم به کی مانم
  6. G1486:6 وان گاه کدو بر سر من پر ز شرابیدارمش نگوسار از او من نچکانم
  7. G1486:7 ور زان که چکانم تو ببین قدرت حق راکز بحر بدان قطره جواهر بستانم
  8. G1486:8 چون ابر دو چشمم بستد جوهر آن بحربر چرخ وفا آید این ابر روانم
  9. G1486:9 در حضرت شمس الحق تبریز ببارمتا سوسن‌ها روید بر شکل زبانم

ganjoor: sh1486 · public domain