沙姆斯集 · G1596 · 5 联
غزل شمارهٔ ۱۵۹۶
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G1596:1 چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیمیار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیم
- G1596:2 جمله یاران چون خیال از پیش ما برخاستندما خیال یار خود را پیش خود بنشاندیم
- G1596:3 ساعتی از جوی مهرش آب بر دل می زدیمساعتی زیر درختش میوه می افشاندیم
- G1596:4 ساعتی می کرد بر ما شکر و گوهر نثارساعتی از شکر او ما مگس می راندیم
- G1596:5 چون خیال او درآمد بر درش دربان شدیمچون خیال او برون شد ما در این درماندیم
ganjoor: sh1596 · public domain