沙姆斯集 · G1704 · 13 联
غزل شمارهٔ ۱۷۰۴
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G1704:1 اشکم دهل شدهست از این جام دم به دممی زن دهل به شکر دلا لم و لم و لم
- G1704:2 هین طبل شکر زن که می طبل یافتیگه زیر می زن ای دل و گه بم و بم و بم
- G1704:3 از بهر من بخر دهلی از دهلزنانتا برکنم ز باغ جهان شاخ و بیخ غم
- G1704:4 لشکر رسید و عشق سپهدار لشکرستصحرا و کوه پر شد از طبل و از علم
- G1704:5 ما پر شدیم تا به گلو ساقی از ستیزمی ریزد آن شراب به اسراف همچو یم
- G1704:6 دانی که بحر موج چرا می زند به جوشاز من شنو که بحریم و بحر اندرم
- G1704:7 تنگ آمدهست و می طلبد موضع فراخبر می جهد به سوی هوا آب لاجرم
- G1704:8 کان آب از آسمان سفری خوی بودهستاندر هوا و سیل و که و جوی ای صنم
- G1704:9 آب حیات ما کم از آن آب بحر نیستما موج می زنیم ز هستی سوی عدم
- G1704:10 نی در جهان خاک قرار است روح رانی در هوای گنبد این چرخ خم به خم
- G1704:11 زان باغ کو شکفت همان جاست میل جانیعنی کنار صنع شهنشاه محتشم
- G1704:12 بس بس مکن هنوز تو را باده خوردنی استما راضییم خواجه بدین ظلم و این ستم
- G1704:13 خاموش باش فتنه درافکندهای به شهرخاموشیش مجوی که دریاست جان عم
ganjoor: sh1704 · public domain