沙姆斯集 嘎扎勒 1742 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G1742 · 10 联

غزل شمارهٔ ۱۷۴۲

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G1742:1 ببسته است پری نهانیی پایمز بند اوست که من در میان غوغایم
  2. G1742:2 ز کوه قافم من که غریب اطرافمبه صورتم چو کبوتر به خلق عنقایم
  3. G1742:3 کبوترم چو شود صید چنگ باز اجلاز آن سپس پر عنقای روح بگشایم
  4. G1742:4 ز آفتاب خرد گرچه پشت من گرم استبرای سایه نشینان چو خیمه برپایم
  5. G1742:5 چو ابن وقت بود دامن پدر گیردچه صوفیم که به سودای دی و فردایم
  6. G1742:6 مرا چو پرده درآویختی بر این درگاههم از برای برآویختن نمی‌شایم
  7. G1742:7 ز لطف توست که از جغدیم برآوردیچو طوطیان ز کف تو شکر همی‌خایم
  8. G1742:8 اگر ز جود کف تو به بحر راه برمتمام گوهر هستی خویش بنمایم
  9. G1742:9 شکار درک نیم من ورای ادراکمبه پای وهم نیم من درازپهنایم
  10. G1742:10 سخن به جای بمان خویش بین کجایی تومرا بجوی همان جا که من همان جایم

ganjoor: sh1742 · public domain