沙姆斯集 嘎扎勒 1862 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G1862 · 9 联

غزل شمارهٔ ۱۸۶۲

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G1862:1 چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کنصد جان به عوض بستان وان شیوه تو با ما کن
  2. G1862:2 عیسی چو توی ما را همکاسه مریم کنطنبور دل ما را هم ناله سرنا کن
  3. G1862:3 دستی بنه ای چنگی بر نبض چنین پیریوان خون دل زر را در ساغر صهبا کن
  4. G1862:4 جمعیت رندان را بر شاهد نقدی زنور زهد سخن گوید تو وعده به فردا کن
  5. G1862:5 دیوانه و مستی را خواهی که بشورانیزنجیر خودم بنما وز دور تماشا کن
  6. G1862:6 دیدم ز تو من نقشی بر کالبدی بستهجان گفت علی الله گو دل گفت علالا کن
  7. G1862:7 زان روز من مسکین بی‌عقل شدم بی‌دینزان زلف خوش مشکین ما را تو چلیپا کن
  8. G1862:8 زنار ببند ای دل در دیر بکن منزلزان راهب پرحاصل یک بوسه تقاضا کن
  9. G1862:9 در چهره مخدومی شمس الحق تبریزیگر رغبت ما بینی این قصه غرا کن

ganjoor: sh1862 · public domain