沙姆斯集 · G2019 · 12 联
غزل شمارهٔ ۲۰۱۹
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G2019:1 ای ببرده دل تو قصد جان مکنو آنچ من کردم تو جانا آن مکن
- G2019:2 بنگر اندر درد من گر صاف نیستدرد خود مفرستم و درمان مکن
- G2019:3 داد ایمان داد زلف کافرتیک سر مویی ز کفر ایمان مکن
- G2019:4 عادت خوبان جفا باشد جفاهم بر آن عادت بر او احسان مکن
- G2019:5 گرچه دل بر مرگ خود بنهادهایمدر جفا آهستهتر چندان مکن
- G2019:6 عیش ما را مرگ باشد پرده دارپرده پوش و مرگ را خندان مکن
- G2019:7 ای زلیخا فتنه عشق از تو استیوسفی را هرزه در زندان مکن
- G2019:8 چون سر رندان نداری وقت عیشوعدهها اندر سر رندان مکن
- G2019:9 نور چشم عاشقان آخر تویعیشها بر کوری ایشان مکن
- G2019:10 نقدکی را از یکی مفلس مبراز حریصی نقد او در کان مکن
- G2019:11 شب روان را همچو استاره مسوزراه خود را پر ز رهبانان مکن
- G2019:12 شمس تبریزی یکی رویی نمایتا ابد تو روی با جانان مکن
ganjoor: sh2019 · public domain