沙姆斯集 · G2060 · 6 联
غزل شمارهٔ ۲۰۶۰
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G2060:1 یک غزل آغاز کن بر صفتِ حاضرانای رخِ تو همچو شمع، خیز درآ در میان
- G2060:2 نور ده آن شمع را روح ده این جمع رااز دو رخِ همچو شمع وز قدحِ همچو جان
- G2060:3 سوی قدح دست کن، ما همه را مست کنزآنکِ کسی خوش نشد تا نشد از خود نهان
- G2060:4 چون شدی از خود نهان زود گریز از جهانروی تو واپس مکن جانبِ خود هان و هان!
- G2060:5 این سخن همچو تیر، راست کِشَش سویِ گوشتا نکشی سوی گوش کِی بِجَهَد از کمان ؟
- G2060:6 بس کن از اندیشه بس! کاو گویدت هر نفسکای عجب آن را چه شد؟ اه چه کنم؟ کو فلان؟
ganjoor: sh2060 · public domain