沙姆斯集 嘎扎勒 2074 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G2074 · 10 联

غزل شمارهٔ ۲۰۷۴

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G2074:1 مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتنمرو مرو که چراغی و دیده روشن
  2. G2074:2 چو برگشادی از لطف خویشتن سر خمدماغ ما ز خمار تو است آبستن
  3. G2074:3 مبند آن سر خم را چو کیسه مدخلکه خانه گردد تاری به بستن روزن
  4. G2074:4 چو آدمی به غم آماج تیر را ماندندارد او جز مستی و بیخودی جوشن
  5. G2074:5 دو دست عشق مثال دو دست داوود استکه همچو موم همی‌گردد از کفش آهن
  6. G2074:6 حدیث عشق هم از عشقباز باید جستکه او چو آینه هم ناطق است و هم الکن
  7. G2074:7 دلا دو دست برآور سبک به گردن عشقاگر چه دارد او خون خلق در گردن
  8. G2074:8 ز خونبها بنترسد که گنج‌ها داردکه مرده زنده شود زان و وارهد ز کفن
  9. G2074:9 گرفت خواب گریبان تو بپر سوی غیببگه ز غیب بیایی کشان کشان دامن
  10. G2074:10 که تا تمام غزل را بگویمت فرداکه گل پگاه بچینند مردم از گلشن

ganjoor: sh2074 · public domain