沙姆斯集 · G2300 · 5 联
غزل شمارهٔ ۲۳۰۰
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G2300:1 با زر غم و بیزر غم آخر غم با زر بهچون راهروی باری راهی که برد تا ده
- G2300:2 بشنو سخن یاران بگریز ز طراراناز جمع مکش خود را استیزه مکن مسته
- G2300:3 آدم ز چه عریان شد دنیا ز چه ویران شدچون بود که طوفان شد ز استیزه که با مه
- G2300:4 تا شمع نمیگرید آن شعله نمیخنددتا جسم نمیکاهد جان مینشود فربه
- G2300:5 خوی ملکی بگزین بر دیو امیری کنگاو تو چو شد قربان پا بر سر گردون نه
ganjoor: sh2300 · public domain