沙姆斯集 嘎扎勒 2399 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G2399 · 7 联

غزل شمارهٔ ۲۳۹۹

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G2399:1 ای از تو من برسته ای هم توام بخوردههم در تو می‌گدازم چون از توام فسرده
  2. G2399:2 گه در کفم فشاری گه زیر پا به هر غمزیرا که می‌نگردد انگور نافشرده
  3. G2399:3 چون نور آفتابی بر خاک ما فکندیو آن گاه اندک اندک باز آن طرف ببرده
  4. G2399:4 از روزن تن خود چون نور بازگردیمدر قرص آفتابی پاک از گناه و خرده
  5. G2399:5 آن کس که قرص بیند گوید که گشت زندهو آن کو به روزن آید گوید فلان بمرده
  6. G2399:6 در جام رنج و شادی پوشیده اصل ما رادر مغز اصل صافیم باقی بمانده درده
  7. G2399:7 ای اصل اصل دل‌ها ای شمس حق تبریزای صد جگر کبابت تا چیست قدر گرده

ganjoor: sh2399 · public domain