沙姆斯集 · G2414 · 7 联
غزل شمارهٔ ۲۴۱۴
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G2414:1 ز لقمهای که بشد دیده تو را پردهمخور تو بیش که ضایع کنی سراپرده
- G2414:2 حیات خویش در آن لقمه گرچه پنداریضمیر را سبل است آن و دیده را پرده
- G2414:3 چرا مکن تو در این جا مگو چرا نکنمکه چشم جان را گشته است این چرا پرده
- G2414:4 طلسم تن که ز هر زهر شهد بنمودهستعروس پرده نمودهست مر تو را پرده
- G2414:5 چو لقمه را ببریدی خیال پیش آیدخیالهاست شده بر در صفا پرده
- G2414:6 خیال طبع به روی خیال روح آیدز عقل نعره برآید که جان فزا پرده
- G2414:7 دلا جدا شو از این پردههای گوناگونهلا که تا نکند مر تو را جدا پرده
ganjoor: sh2414 · public domain