沙姆斯集 · G2474 · 8 联
غزل شمارهٔ ۲۴۷۴
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G2474:1 ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهیلایق خرکمان من نیست در این جهان زهی
- G2474:2 بحر کمینه شربتم کوه کمینه لقمهاممن چه نهنگم ای خدا بازگشا مرا رهی
- G2474:3 تشنهتر از اجل منم دوزخ وار میتنمهیچ رسد عجب مرا لقمه زفت فربهی
- G2474:4 نیست نزار عشق را جز که وصال داروینیست دهان عشق را جز کف تو علف دهی
- G2474:5 عقل به دام تو رسد هم سر و ریش گم کندگرچه بود گران سری گرچه بود سبک جهی
- G2474:6 صدق نهنده هم توی در دل هر موحدینقش کننده هم توی در دل هر مشبهی
- G2474:7 نوح ز اوج موج تو گشته حریف تختهایروح ز بوی کوی تو مست و خراب و والهی
- G2474:8 خامش باش و بازرو جانب قصر خامشانباز به شهر عشق رو ای تو فکنده در دهی
ganjoor: sh2474 · public domain