沙姆斯集 · G2580 · 16 联
غزل شمارهٔ ۲۵۸۰
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G2580:1 ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبیبیهوده چه میگردی بر آب چو دولابی
- G2580:2 صحراست پر از شکر دریاست پر از گوهریک جو نبری زین دو بیکوشش و اسبابی
- G2580:3 گر مرد تماشایی چون دیده بنگشاییبگشادن چشم ارزد تابانی مهتابی
- G2580:4 محراب بسی دیدی در وی بنگنجیدیاندر نظر حربی بشکافد محرابی
- G2580:5 ما تشنه و هر جانب یک چشمه حیوانیما طامع و پیش و پس دریا کف وهابی
- G2580:6 ره چیست میان ما جز نقص عیان ماکو پرده میان ما جز چشم گران خوابی
- G2580:7 شش نور همیبارد زان ابر که حق آردجسمت مثل بامی هر حس تو میزانی
- G2580:8 شش چشمه پیوسته میگردد شب بستهزان سوش روان کرده آن فاتح ابوابی
- G2580:9 خورشید و قمر گاهی شب افتد در چاهیبیرون کشدش زان چه بیآلت و قلابی
- G2580:10 صد صنعت سلطانی دارد ز تو پنهانیزیرا که ضعیفی تو بیطاقت و بیتابی
- G2580:11 این مفرش و آن کیوان افلاک ورای آنبر کف خدا لرزان ماننده سیمابی
- G2580:12 دریا چو چنان باشد کف درخور آن باشداندر صفتش خاطر هست احول و کذابی
- G2580:13 بگریزد عقل و جان از هیبت آن سلطانچون دیو که بگریزد از عمر خطابی
- G2580:14 بکری برمد از شو معشوق جهانش اواز جان عزیز خود بیگانه و صخابی
- G2580:15 ره داده به دام خود صد زاغ پی بازیچون باز به دام آمد برداشته مضرابی
- G2580:16 خاموش که آن اسعد این را به از این گویدبیصفقه صفاقی بیشرفه دبابی
ganjoor: sh2580 · public domain