沙姆斯集 · G2588 · 7 联
غزل شمارهٔ ۲۵۸۸
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G2588:1 ای یار غلط کردی با یار دگر رفتیاز کار خود افتادی در کار دگر رفتی
- G2588:2 صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودمای خویش پسندیده هین بار دگر رفتی
- G2588:3 صد بار فسون کردم خار از تو برون کردمگلزار ندانستی در خار دگر رفتی
- G2588:4 گفتم که توی ماهی با مار چه همراهیای حال غلط کرده با مار دگر رفتی
- G2588:5 مانند مکوک کژ اندر کف جولاههصد تار بریدی تو در تار دگر رفتی
- G2588:6 گفتی که تو را یارا در غار نمیبینمآن یار در آن غار است تو غار دگر رفتی
- G2588:7 چون کم نشود سنگت چون بد نشود رنگتبازار مرا دیده بازار دگر رفتی
ganjoor: sh2588 · public domain