沙姆斯集 · G2770 · 9 联
غزل شمارهٔ ۲۷۷۰
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G2770:1 رخها بنگر تو زعفرانیکز درد همیدهد نشانی
- G2770:2 شهری بنگر ز درد رنجورچون باغ به موسم خزانی
- G2770:3 این درد ز غصه فراق استاز هیبت حکم آسمانی
- G2770:4 بیم است فلک سیاه گردداز آتش و ناله نهانی
- G2770:5 دوزخ بنگر که سر برآوردناگه ز میان شادمانی
- G2770:6 برخاست غریو جان ز هر سوهان ای کس بیکسان تو دانی
- G2770:7 فرمود که این فراق فانی استافغان ز فراق جاودانی
- G2770:8 یا رب چه شود اگر تو ما رااز هر دو فراق وارهانی
- G2770:9 این گفته و بسته شد دهانمباقی تو بگو اگر توانی
ganjoor: sh2770 · public domain