沙姆斯集 嘎扎勒 2871 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G2871 · 9 联

غزل شمارهٔ ۲۸۷۱

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G2871:1 به دغل کی بگزیند دل یارم یاریکی فریبد شه طرار مرا طراری
  2. G2871:2 کی میان من و آن یار بگنجد موییکی در آن گلشن و گلزار بخسپد ماری
  3. G2871:3 عنکبوتی بتند پرده اغیار شودهمچو صدیق و محمد من و او در غاری
  4. G2871:4 گل صدبرگ ز رشک رخ او جامه دریدحال گل چونک چنین است چه باشد خاری
  5. G2871:5 هم بگویم دو سه بیتی که ندانی سر و پاشلیک بهر دل من ریش بجنبان کآری
  6. G2871:6 بس طبیب است که هشیار کند مجنون راوین طبیبم نهلد در دو جهان هشیاری
  7. G2871:7 آفتاب رخ او را حشم تیغ زنیمکه نخواهیم به جز دیدن او ادراری
  8. G2871:8 ما چو خورشیدپرستیم بر این بام رویمتا نپوشد رخ خورشید ز ما دیواری
  9. G2871:9 کیست خورشید بگو شمس حق تبریزیکه نگنجد صفتش در صحف گفتاری

ganjoor: sh2871 · public domain