沙姆斯集 · G3026 · 9 联
غزل شمارهٔ ۳۰۲۶
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G3026:1 خیره چرا گشتهای خواجه مگر عاشقیکاسه بزن کوزه خور خواجه اگر عاشقی
- G3026:2 کاش بدانستیی بر چه در استادهایکاش بدانستیی بر چه قمر عاشقی
- G3026:3 چشمه آن آفتاب خواب نبیند فلکچشمت از او روشنست تیزنظر عاشقی
- G3026:4 شیر فلک زین خطر خون شده استش جگرراست بگویم مرنج سخته جگر عاشقی
- G3026:5 ای گل تر راست گو بر چه دریدی قباای مه لاغرشده بر چه سحر عاشقی
- G3026:6 ای دل دریاصفت موج تو ز اندیشههاستهر دم کف میکنی بر چه گهر عاشقی
- G3026:7 آنک از او گشت دنگ غم نخورد از خدنگور تو سپر بفکنی سسته سپر عاشقی
- G3026:8 جملهٔ اجزای خاک، هست چو ما عشقناکلیک تو ای روح ِپاکْ، نادرهتر عاشقی
- G3026:9 ای خرد ار بحریی دم مزن و دم بخورچون هنرت خامشیست بر چه هنر عاشقی
ganjoor: sh3026 · public domain