沙姆斯集 · G3108 · 6 联
غزل شمارهٔ ۳۱۰۸
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G3108:1 به دست هجر تو زارم تو نیز میدانیطمع به وصل تو دارم، تو نیز میدانی
- G3108:2 چو در دل آمد عشق تو و قرار گرفتنماند صبر و قرارم، تو نیز میدانی
- G3108:3 نهفته شد گل و بلبل پرید از چمنمبه درد خستهٔ خارم، تو نیز میدانی
- G3108:4 به ناله باز سپیدم به سان فاخته شدبه کوهسار چو سارم، تو نیز میدانی
- G3108:5 انار بودم خندان، بر آن عقیق لبتکنون چو شعلهٔ نارم، تو نیز میدانی
- G3108:6 انار عشق تو بودهست شمس تبریزیکه برد بر سر دارم، تو نیز میدانی
ganjoor: sh3108 · public domain