沙姆斯集 嘎扎勒 3172 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G3172 · 17 联

غزل شمارهٔ ۳۱۷۲

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G3172:1 ای که ازین تنگ قفس می‌پریرخت به بالای فلک می‌بری
  2. G3172:2 زندگی تازه ببین بعد ازینچند ازین زندگی سرسری؟!
  3. G3172:3 در هوس مشتریت عمر رفتماه ببین و بره از مشتری
  4. G3172:4 دلق شپشناک درانداختیجان برهنه شده خود خوشتری
  5. G3172:5 در عوض دلق تن چار میخبافته‌اند از صفتت ششتری
  6. G3172:6 جامهٔ این جسم، غلامانه بودگیر کنون پیرهن مهتری
  7. G3172:7 مرگ حیاتست و حیاتست مرگعکس نماید نظر کافری
  8. G3172:8 جملهٔ جانها که ازین تن شدندحی و نهانند کنون چون پری
  9. G3172:9 گشت سوار فرس غیب، جانباز رهید از خر و از خرخری
  10. G3172:10 سوخت درین آخر دنیا دلتبهر وجوه جو این لاغری
  11. G3172:11 پرده چو برخاست اگر این خرتگردد زرین، تو درو ننگری
  12. G3172:12 بر سر دریاست چو کشتی روانروح، که بود از تن خود لنگری
  13. G3172:13 گرچه جدا گشت ز دست و ز پافضل حقش داد پر جعفری
  14. G3172:14 خانهٔ تن گر شکند، هین منالخواجه! یقین دان که به زندان دری
  15. G3172:15 چونک ز زندان و چه آیی برونیوسف مصری و شه و سروری
  16. G3172:16 چون برهی از چه و از آب شورماهیی و معتکف کوثری
  17. G3172:17 باقی این را تو بگو، زانک خلقاز تو کنند ای شه من، باوری

ganjoor: sh3172 · public domain