沙姆斯集 · G485 · 14 联
غزل شمارهٔ ۴۸۵
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G485:1 سه روز شد که نگارین من دگرگونستشکر ترش نبود آن شکر ترش چونست
- G485:2 به چشمهای که در او آب زندگانی بودسبو ببردم و دیدم که چشمه پرخونست
- G485:3 به روضهای که در او صد هزار گل میرستبه جای میوه و گل خار و سنگ و هامونست
- G485:4 فسون بخوانم و بر روی آن پری بدمماز آنک کار پریخوان همیشه افسونست
- G485:5 پری من به فسونها زبون شیشه نشدکه کار او ز فسون و فسانه بیرونست
- G485:6 میان ابروی او خشمهای دیرینهستگره در ابروی لیلی هلاک مجنونست
- G485:7 بیا بیا که مرا بیتو زندگانی نیستببین ببین که مرا بیتو چشم جیحونست
- G485:8 به حق روی چو ماهت که چشم روشن کناگر چه جرم من از جمله خلق افزونست
- G485:9 به گرد خویش برآید دلم که جرمم چیستاز آنک هر سببی با نتیجه مقرونست
- G485:10 ندا همیرسدم از نقیب حکم ازلکه گرد خویش مجو کاین سبب نه زاکنونست
- G485:11 خدای بخشد و گیرد بیارد و ببردکه کار او نه به میزان عقل موزونست
- G485:12 بیا بیا که هم اکنون به لطف کن فیکونبهشت در بگشاید که غیر ممنونست
- G485:13 ز عین خار ببینی شکوفههای عجیبز عین سنگ ببینی که گنج قارونست
- G485:14 که لطف تا ابدست و از آن هزار کلیدنهان میانه کاف و سفینهٔ نونست
ganjoor: sh485 · public domain