沙姆斯集 · G512 · 17 联
غزل شمارهٔ ۵۱۲
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G512:1 صبر مرا آینه بیماریستآینه عاشق غمخواریست
- G512:2 درد نباشد ننماید صبورکه دل او روشن یا تاریست
- G512:3 آینه جوییست نشان جمالکه رخم از عیب و کلف عاریست
- G512:4 ور کلفی باشد عاریتیستقابل داروست و تب افشاریست
- G512:5 آینه رنج ز فرعون دورکان رخ او رنگی و زنگاریست
- G512:6 چند هزاران سر طفلان بریدکم ز قضا دردسری ساریست
- G512:7 من در آن خوف ببندم تمامچون که مرا حکم و شهی جاریست
- G512:8 گفت قضا بر سر و سبلت مخندکاین قلمی رفته ز جباریست
- G512:9 کور شو امروز که موسی رسیددر کف او خنجر قهاریست
- G512:10 حلق بکش پیش وی و سر مپیچکاین نه زمان فن و مکاریست
- G512:11 سبط که سرشان بشکستی به ظلمبعد توشان دولت و پاداریست
- G512:12 خار زدی در دل و در دیدشاناین دمشان نوبت گلزاریست
- G512:13 خلق مرا زهر خورانیدهایاز منشان داد شکرباریست
- G512:14 از تو کشیدند خمار درازتا به ابدشان می و خماریست
- G512:15 هیزم دیک فقرا ظالمستپخته بدو گردد کو ناریست
- G512:16 دم نزدم زان که دم من سکستنوبت خاموشی و ستاریست
- G512:17 خامش کن که تا بگوید حبیبآن سخنان کز همه متواریست
ganjoor: sh512 · public domain