沙姆斯集 · G562 · 7 联
غزل شمارهٔ ۵۶۲
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G562:1 خیال ترک من هر شب صفات ذات من گرددکه نفی ذات من در وی همی اثبات من گردد
- G562:2 ز حرف عین چشم او ز ظرف جیم گوش اوشه شطرنج هفت اختر به حرفی مات من گردد
- G562:3 اگر زان سیب بن سیبی شکافم حوریی زایدکه عالم را فروگیرد رز و جنات من گردد
- G562:4 وگر مصحف به کف گیرم ز حیرت افتد از دستمرخش سرعشر من خواند لبش آیات من گردد
- G562:5 جهان طورست و من موسی که من بیهوش و او رقصانولیکن این کسی داند که بر میقات من گردد
- G562:6 برآمد آفتاب جان که خیزید ای گران جانانکه گر بر کوه برتابم کمین ذرات من گردد
- G562:7 خمش چندان بنالیدم که تا صد قرن این عالمدر این هیهای من پیچد بر این هیهات من گردد
ganjoor: sh562 · public domain