沙姆斯集 · G606 · 6 联
غزل شمارهٔ ۶۰۶
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G606:1 با تلخی معزولی میری بنمی ارزدیک روز همیخندد صد سال همیلرزد
- G606:2 خربندگی و آنگه از بهر خر مردهبهر گل پژمرده با خار همیسازد
- G606:3 زنهار نخندی تو تا اوت نخنداندزیرا که همه خنده زین خنده همیخیزد
- G606:4 ای روی ترش بنگر آن را که ترش کردتتا او شکری شیرین در سرکه درآمیزد
- G606:5 ای خسته افتاده بنگر که که افکندتچون درنگری او را هم اوت برانگیزد
- G606:6 گر زانک سگی خسبد بر خاک سر کویششیر از حذر آن سگ بگدازد و بگریزد
ganjoor: sh606 · public domain