沙姆斯集 · G622 · 6 联
غزل شمارهٔ ۶۲۲
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G622:1 جان پیش تو هر ساعت میریزد و میرویداز بهر یکی جان کس چون با تو سخن گوید
- G622:2 هر جا که نهی پایی از خاک بروید سروز بهر یکی سر کس دست از تو کجا شوید
- G622:3 روزی که بپرد جان از لذت بوی توجان داند و جان داند کز دوست چه میبوید
- G622:4 یک دم که خمار تو از مغز شود کمترصد نوحه برآرد سر هر موی همیموید
- G622:5 من خانه تهی کردم کز رخت تو پر دارممیکاهم تا عشقت افزاید و افزوید
- G622:6 جانم ز پی عشق شمس الحق تبریزیبی پای چو کشتیها در بحر همیپوید
ganjoor: sh622 · public domain