沙姆斯集 · G641 · 7 联
غزل شمارهٔ ۶۴۱
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G641:1 در حلقه عشاق به ناگه خبر افتادکز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد
- G641:2 چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسنتا قصه خوبان که بنامند برافتاد
- G641:3 بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشیدبس باده کز آن نادره در چشم و سر افتاد
- G641:4 مه با سپر و تیغ شبی حمله او دیدبفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد
- G641:5 ما بنده آن شب که به لشکرگه وصلشدر غارت شکر همه ما را حشر افتاد
- G641:6 خونی بک هجران به هزیمت علم انداختبر لشکر هجران دل ما را ظفر افتاد
- G641:7 گفتند ز شمس الحق تبریز چه دیدیتگفتیم کز آن نور به ما این نظر افتاد
ganjoor: sh641 · public domain