沙姆斯集 · G658 · 11 联
غزل شمارهٔ ۶۵۸
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G658:1 بگو دل را که گرد غم نگرددازیرا غم به خوردن کم نگردد
- G658:2 نبات آب و گل جمله غم آمدکه سور او به جز ماتم نگردد
- G658:3 مگرد ای مرغ دل پیرامن غمکه در غم پر و پا محکم نگردد
- G658:4 دل اندر بیغمی پری بیابدکه دیگر گرد این عالم نگردد
- G658:5 دلا این تن عدو کهنه تستعدو کهنه خال و عم نگردد
- G658:6 دلا سر سخت کن کم کن ملولیملول اسرار را محرم نگردد
- G658:7 چو ماهی باش در دریای معنیکه جز با آب خوش همدم نگردد
- G658:8 ملالی نیست ماهی را ز دریاکه بیدریا خود او خرم نگردد
- G658:9 یکی دریاست در عالم نهانیکه در وی جز بنی آدم نگردد
- G658:10 ز حیوان تا که مردم وانبرددرون آب حیوان هم نگردد
- G658:11 خموش از حرف زیرا مرد معنیبگرد حرف لا و لم نگردد
ganjoor: sh658 · public domain