沙姆斯集 · G804 · 10 联
غزل شمارهٔ ۸۰۴
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G804:1 صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان آرند
- G804:2 عاشقان نقش خیال تو چو بینند به خوابای بسا سیل که از دیده گریان آرند
- G804:3 خنک آن روز خوشا وقت که در مجلس ماساقیان دست تو گیرند و به مهمان آرند
- G804:4 صوفیان طاق دو ابروی تو را سجده برندعارفان آنچ نداری بر تو آن آرند
- G804:5 چشم شوخ تو چو آغاز کند بوالعجبیآدم کافر و ابلیس، مسلمان آرند
- G804:6 بت پرستان رخ خورشید تو را گر بینندبر قد و قامت زیبای تو ایمان آرند
- G804:7 شمهای گر ز تو در عالم علوی برسدقدسیان رقص بر این گنبد گردان آرند
- G804:8 گر بدین عاشق دلسوخته مسکینیشکری زان لب چون لعل بدخشان آرند
- G804:9 جان و دل هر دو فدای شکرستان تو بادآب حیوان چو از آن چاه زنخدان آرند
- G804:10 شمس تبریز اگر بلبل باغ ارمیباش تا قوت تو از روضه رضوان آرند
ganjoor: sh804 · public domain