沙姆斯集 嘎扎勒 848 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G848 · 8 联

غزل شمارهٔ ۸۴۸

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G848:1 از چشم پرخمارت دل را قرار ماندوز روی همچو ماهت در مه شمار ماند
  2. G848:2 چون مطرب هوایت چنگ طرب نوازدمر زهره فلک را کی کسب و کار ماند
  3. G848:3 یغمابک جمالت هر سو که لشکر آردآن سوی شهر ماند آن سو دیار ماند
  4. G848:4 گلزار جان فزایت بر باغ جان بخنددگل‌ها به عقل باشد یا خار خار ماند
  5. G848:5 جاسوس شاه عشقت چون در دلی درآیدجز عشق هیچ کس را در سینه یار ماند
  6. G848:6 ای شاد آن زمانی کز بخت ناگهانیجانت کنار گیرد تن برکنار ماند
  7. G848:7 چون زان چنان نگاری در سر فتد خماریدل تخت و بخت جوید یا ننگ و عار ماند
  8. G848:8 می‌خواهم از خدا من تا شمس حق تبریزدر غار دل بتابد با یار غار ماند

ganjoor: sh848 · public domain