沙姆斯集 · G885 · 7 联
غزل شمارهٔ ۸۸۵
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G885:1 بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاددولت بار دگر در رخ ما رو گشاد
- G885:2 سرمه کشید این جهان باز ز دیدار ماگشت جهان تازه روی چشم بدش دور باد
- G885:3 عشق ز زنجیر خویش جست و خرد را گرفتعقل ز دستان عشق ناله کنان داد داد
- G885:4 مریم عشق قدیم زاد مسیحی عجبداد نیابد خرد چونک چنین فتنه زاد
- G885:5 باز دو صد قرص ماه بر سر آن خوان شکستدل چو چنین خوان بدید پای به خون درنهاد
- G885:6 دولت بشتافتهست چون نظرت تافتهستتا که بقا یافتهست عاشق کون و فساد
- G885:7 مفخر تبریزیان شمس حق ای خوش نشانعالم ای شاه جان بیرخ خوبت مباد
ganjoor: sh885 · public domain