沙姆斯集 嘎扎勒 888 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G888 · 18 联

غزل شمارهٔ ۸۸۸

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G888:1 زهره من بر فلک شکل دگر می‌روددر دل و در دیده‌ها همچو نظر می‌رود
  2. G888:2 چشم چو مریخ او مست ز تاریخ اوجان به سوی ناوکش همچو سپر می‌رود
  3. G888:3 ابروی چون سنبله بی‌خبرست از مهشگر خبرستش چرا فوق قمر می‌رود
  4. G888:4 ذره چرا شد سوار بر سر کره هواچون سوی تو آفتاب جمله به سر می‌رود
  5. G888:5 آن زحل از ابلهی جست زبردستییغافل از آن کاین فلک زیر و زبر می‌رود
  6. G888:6 دل ز شب زلف تو دید رخ همچو روززین شب و روز او نهان همچو سحر می‌رود
  7. G888:7 ترک فلک گاو را بر سر گردون ببستکرد ندا در جهان کی به سفر می‌رود
  8. G888:8 جامه کبود آسمان کرد ز دست قضااین قدرش فهم نی کو به قدر می‌رود
  9. G888:9 خاک دهان خشک را رعد بشارت دهدکابر چو مشک سقا بهر مطر می‌رود
  10. G888:10 اختر و ابر و فلک جنی و دیو و ملکآخر ای بی‌یقین بهر بشر می‌رود
  11. G888:11 پنبه برون کن ز گوش عقل و بصر را مپوشکان صنم حله پوش سوی بصر می‌رود
  12. G888:12 نای و دف و چنگ را از پی گوشی زنندنقش جهان جانب نقش نگر می‌رود
  13. G888:13 آن نظری جو که آن هست ز نور قدیمکاین نظر ناریت همچو شرر می‌رود
  14. G888:14 جنس رود سوی جنس بس بود این امتحانشه سوی شه می‌رود خر سوی خر می‌رود
  15. G888:15 هر چه نهال ترست جانب بستان برندخشک چو هیزم شود زیر تبر می‌رود
  16. G888:16 آب معانی بخور هر دم چون شاخ ترشکر که در باغ عشق جوی شکر می‌رود
  17. G888:17 بس کن از این امر و نهی بین که تو نفس حرونچونش بگویی مرو لنگ بتر می‌رود
  18. G888:18 جان سوی تبریز شد در هوس شمس دینجان صدفست و سوی بحر گهر می‌رود

ganjoor: sh888 · public domain